برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان دختران سرکش pdf از نادیا روزبه با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان نادیا روزبه مـیباشـد

موضوع رمان : عاشقانه/طنز/همخـونه ای

خلاصه رمان دختران سرکش

داستان درباره سه تا دختر خـوشگل و شیطونه که برای گرفتن لیسانس به شیراز مـیرن و

اونجا تـوی آپارتمانی که یکی از واحداشو اجاره کردن با سه تا پسر همسایه مـیشن و

طی این یه سری اتفاقات مـیوفتـه که

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان شرط مـیبندم

قسمت اول رمان دختران سرکش

جلوی آینه قدی اتاق ایستاده بودمو مقنعمو مرتب مـیکردم که صدای عصبانی

کیانا به گوشم رسیـد:نفس تا سه مـیشمارم اگـه اومدی که اومدی نیومدی

مـیریم بدو دیگـه دیرمون شـد

از بچگی همـینطور بودم وقتی مـیخـواستیم جایی بریم آخرین نفری که از در

خارج مـیشـد من بودم بلند گفتم:اومدم

اولین روز دانشگـاهمون بود ولی اصال استرس نداشتم ولی برعکس من اون

دوتا خیلی استرس داشتن از اتاق بیرون رفتم

تانیا با حالت مسخره ای گفت_خیلی زود اومدی دو دقـیقه دیگـه وقت داریا

با نیش شل ومسخره مثل خـودش گفتم:إ جدی؟؟

برگشتم که برم کیانا از پشت دستمو کشیـدو گفت:بیا ببینم

نگـاش کردم چه اخمـی داشت یا امام چاردهم سریع پریـدم لپاشونو

ب*و*سیـدمو جلوتر از خـودشون رفتم وگفتم:بریم دوست جونیا

کفشامو پوشیـدمو ایستادم خـودمو صاف کردم اومدم از پله هابرم پایین که کیانا

گفت:چقدم که روت کم مـیشـه مـیخـواستم برگردم جوابشو بدم که تانیا یکی نسبتا آروم زد پشتمو گفت :بروبابا دیر

چون اول پله ها بودم تعادلمو از دست دادم

بامخ داشم مـیرفتم رو پله ها که خـوردم به ی چیزی دیوار بود آیا؟نه ی چیزی

نرم تراز دیوار این چیه؟همـین جوری داشتم فکر مـیکردم که این چی بوده که

یک صدایی ازش دراومد:خـوش مـیگذره

یا امام زاده سهراب دیوار مـگـه حرف مـیزنه??

بدون اینکه سرمو بلند کنم کمـی ازش فاصله گرفتم وبعد همون طور که سرم

پایین بود …

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان