برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان اسم من آتریسا pdf از زهرا با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان زهرا مـیباشـد

موضوع رمان عاشقانه/پلیسی/معمایی/طنز

خلاصه رمان اسم من آتریسا

زندگی دختری به نام آتریسا ،درگیر روزمرگی های زندگی پر فراز و نشیب خـود،

گذشتـه اش و لجاجت های دخترانه اش،دختری که درگیر مـیشود…

.درگیر احساسی عجیب که در این راه حقایقـی بر او روشن مـیشود…

رمان پیشنهادی:دانلود رمان نقاب دل مرضیه یگـانه

قسمت اول رمان اسم من آتریسا

وارد شرکت شـدم باز هم مثل همـیشـه سیل سالم های مهندس ها بود

که چاپلوسانه به سرم مـیریخت،حیف که زود

مـیرفتنشون وگرنه چنان سنگ رو یخشون مـیکردم که

تا عمر دارن اصال با من حرف نزنن دیگـه چه خـواستـه

لبخندم کنار سالمشون بذارن.آدم های پرو.الهی که لبخند زدن یادتـون بره.

وارد اتاق شـدم که به جز من دونفر دیگـه هم بودن یکیشون

مهندس ساالری بود که تقریبا مـیشـه گفت آقای

متشخصیه،البتـه تقریبا.حاال خـودمونیم قـیافه ی بدی هم نداشت.

ولی بایـد بگم که باهم عین کـاردو پنیر بودیم.

یکی دیگشونم روبه روی آقای ساالری نشستـه بود،

کتی بود که دوست صمـیمـی و به قول معروف رفیق فابریکم

بود.یادم رفت بگم که من مهندس طراحی داخلی بودم یا

به قول اینایی که انگلیسی مـیگن” دیزاینر”!

تعریف از خـودم نباشـه خیلی تـو کـارم ماهر بودم و

با دلو جون انجامش مـیـدادم خیلی کـار دوست داشتنی بود.یادمه

همـیشـه دلم مـیخـواست تـوی این رشتـه تحصیل کنم و

باالخره موفق شـدم.البتـه با کلی بدبختی مـگـه خانوادم راضی

مـیشـدن من برم هنرستان؟همـیشـه آرزوشون این بود

که من دکتر بشم ولی یکم دل مـیزدم مـیـدونستم حوصلشو

ندارم که تا سی سالگی صبر کنم با این که خیلی دوست داشتم دکتر بشم.

بعد از این که سالم کردم پشت مـیزم نشستم و

سیستمو روشن کردم تا طراحی ها رو کـامل کنم.

مثل همـیشـه غرق کـارم بودم به خصوص این دفعه

 

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان